248تأييد كند: 1. كنيۀ سهل را نجاشى «ابوسعيد» آورده درحالىكه ابوسعيد، كنيۀ سهل
نيست. 2. نجاشى او را غالى خوانده، درحالىكه روايات او غلوآميز نيست 1 پس ضعف سهل بن زياد بهطور قطعى ثابت نمىشود.
اما محتواى حديث، هيچ ارتباطى بهتحريف قرآن ندارد؛ زيرا، نه تنها تحريف را نمىرساند كه شاهد بر عدم تحريف است؛ براى اينكه امام(ع) بهسائل دستور مىدهد بهقرائت قرآنى كه در اختيار مردم است ( اقرؤوا القرآن كَمَا تَعَلّمتُم... ) اكتفا كند و اين، خود دليل برعدم تحريف و نقص قرآن است 2، اما جمله « إنّا نسمع في القرآن ليس هي عِند نا كما نسمعها... »، نخست اينكه در پرسش سائل است نَه كلام امام(ع) و ترديدى نيست كه كلام سائل، براى كسى حجت نيست. دوم اينكه آنچه را سائل مطرح كرده، مورد انكار امام(ع) واقع شده است. سوم اينكه ممكن است آنچه را سائل ديده و يا شنيده، از مصحف على(ع) بوده و بىشك مصحف على(ع) با قرآنى كه دردست مردم بود، تفاوت داشت 3، بر اساس اين احتمال امام(ع) قرائت مصحف على(ع) را موكول كرده بهظهور ولىعصر(عج). چهارم اينكه مقصود امام(ع) از جمله « فسيجيئكم من يعلّمكم »، اين است كه قرائت حقيقى و واقعى قرآن را، امام زمان(ع) تعليم خواهد داد. و هيچگاه اين جمله دلالت بر تحريف نخواهد داشت؛ زيرا يكى از بحثهاى مشهور علوم قرآن، بحث قرائتهاى مختلف است كه به « نزول قرآن على سبعة أحرف » ياد مىشود و روايات زيادى در اين خصوص نقل شده است 4 و در شرح و تفسير آن، مباحث مفصّلى صورت گرفته است كه مقصود از « سبعة احرف » چيست؛ قرطبى(م671ق) با تصريح بهاختلاف علما،