204
ثالثاً: همانگونه كه ملاحظه شد در منابع مورد قبول وهابىها موارد فراوانى دال بر تحريف قرآن، اعمّ از زياد كردن و كاستن و دگرگونى اين كتاب آسمانى موجود است كه بهنمونههاى آن اشاره شد.
در اين قسمت بهيارى خداوند بهپاسخ حلّى و بررسى اتهامات وارد شده بهكلينى و كتاب او هرچند فشرده پرداخته خواهد شد 1، اما پيش از آن لازم است بهدو نكته كليدى اشاره شود:
نكته اول: آغاز و زمينه تهمت تحريف، بهكلينى
از آنجا كه تفسيرى بهنام «تفسيرالقمى» منسوب بهعلىبنابراهيم القمى، از علماى قرن (3-4)، از كتابهايى است كه از يكسو، مؤلف آن استادِ كلينى است و از ديگرسو، كلينى فراوان از او روايت نقل مىكند، اينكتاب مورد توجّه وهابىها قرار گرفته است و آن را از زير ساختهاى كافى دانسته و قمى و كلينى را از معروفترين اسطوانههاى اين عقيدۀ باطل و مروِّج اين اسطوره مىشمارند 2، ازاينرو، در كتابهايى كه تحريف را بهكلينى نسبت مىدهند، كلينى و استاد او قمى را كنار هم مىآورند: «روايات اسطوره تحريف در تفسير قمى، استاد كلينى فراوان آمده است» 3.
مؤلف اصول مذهبالشيعه بدان جهت كه در مقدمه اين تفسير مواردى دال بر تحريف ديده مىشود، قمى را متهم مىكند كه اعتقاد بهتحريف داشته است 4.