176ات قرآن 1، حجيت ظواهر قرآن، ضرورت مذهب، قاعده عرضه روايات بركتاب و قرائت سورۀ كامل از قرآن فعلى در نمازها را 2، دلايل عدم تحريف شمردهاند.
با اين وجود، چگونه نويسندگان الشيعةوالقرآن، انتصارالحق و حقيقةالشّيعه چنين ادعاى بىپايهاى مىكنند؟ و اينكه اظهار نظر و انكار تحريف از سوى فقهاى شيعه را خدعه و كذب و...، مىشمارند؛ گويا از يكسو، خود را عالمانِ بهغيب و مطلع از نيتهاى آنان قلمداد مىكنند كه بطلانش روشن است؛ از ديگرسو، برخلاف همۀ صاحبان خرد كه طبق ظواهر قضاوت مىكنند و ظواهر كلمات و جملات اهل دانش را حجت مىشمارند، گام برداشته و حجيت ظواهر را تخطئه مىكنند كه بىترديد با اين روش گفتار خودشان را نيز مشمول عدمحجيت ظواهر مىسازند.
ثالثاً: نويسندگانِ ياد شده مدعىاند عالمان شيعه و منكران تحريف قرآن، براى اثبات عدم تحريف از امامان خود نهتنها پشتوانه روايى ارائه ندادهاند، كه دَهها روايت مبنى بر تحريف از ائمه(عليهم السلام) شيعه نقل نمودهاند 3؛ اينادعا نيز بهدور از روح تحقيق و پژوهش است؛ زيرا آنان ميان دومبحث اعتقادى و مباحث روايى خلط كردهاند؛ بحث از رواياتى كه شائبه و بوى تحريف را مىدهد ربطى بهباورها ندارد؛ زيرا همانطورى كه اينگونه روايات در منابع شيعه بهچشم مىخورد در منابع آنان نيز فراوان وجود دارد 4، و هر روايتى در منابع حديثى وتفسيرى نمىتواند نشانگر ايمان بهآنها هم باشد؛ و همانگونه كه در نصّ كلمات عالمان ذى نفوذ اماميه خاطر نشان شد، اعتقاد بهتحريف مردود است.
در خصوص اينكه عالمان شيعه پشتوانه روايى از امامان خود مبنى برعدم تحريف، ارائه