174اصلالشيعة و اصولها و السيدمحسن امين در نقض الوشيعه، و دائرة المعارف الاسلامية الشّيعية و السّيدالخويى در البيان، اشاره مىكند كه قايل بهعدم تحريفاند 1؛ درحالىكه پس از شيخ صدوق هر عالمِ صاحب قلم و داراى انديشهاى كه نسبت بهقرآن اظهارنظر داشته، بهتحريفناپذيرى قرآن تصريح نموده است و حتّى سخن مؤلف « الشيعة والقرآن » كه اعتقاد تحريف را بههمه شيعيان تعميم مىدهد، مورد اعتراض قفارى واقع شده است 2.
2. عدم ارائه دليل بر عدمتحريف؛ برخى نويسندگان با اصرار بر اينكه پيروان اهل بيت(عليهم السلام) اعتقاد بهتحريف دارند، دليل مدعاى خويش را عدم ارائه دليل از سوى چهار شخصيت شيعه 3و مستند نكردن انكار تحريف را بهقدماء و امامان(عليهم السلام)، دانسته 4، اينگونه اظهارنظر مىكنند:
«هر فرد بصير و خردمندى مىداند كه از اصول اعتقادى شيعه تحريف است، و انكار برخى، از باب تقيه و نفاق و دروغ است كه جز بهخاطر سدِّ باب طعن و ترس از تكفير از سوى فرقه ناجيه اهلسنت نيست و شيعه با اين اعتقادات خود، دينى غير از دين اسلام دارد» 5.
در پاسخ اين اتّهام بايدگفت؛ اوّلاً : گذشته از اينكه عدم تحريف دليل نمىخواهد، دليل آن، خود قرآن است؛ چه دليلى محكمتر و گوياتر از خود قرآن كه با صراحت تمام اعلام مىدارد: وَ إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ