163
يك - ضرورت مذهب شيعه بر عدم تحريف
بىترديد وقتى مفهوم اسلام و ايمان، در مورد كسى صادق و مصداق عينى پيدا مىكند كه نسبت بهاصول اعتقادى اسلام از جمله رسالت پيامبرخدا محمّدبن عبدالله(ص) وكتاب آسمانى او يعنى قرآن و آنچه او بهعنوان دين آورده، باورِ پايدار و استوارى داشته باشد، و طبعاً اين اعتقاد بهصورت اجمالى ويا بهطور تفصيلى و شفاف نسبت بهجزء جزء معتقدات، تحقق يابد؛ زيرا كسى كه باور دارد براينكه محمّد(ص) رسولخدا است ضرورت عقلى او حاكم است كه كتاب او بههمان ويژگىهايى كه برشخص حضرت فرو فرستاده شد، باقى است و براى او معجزه و دستآويزِ محكم پيامبرى است 1 و براى پيروانش كتاب هدايت و منشور جاودانه دين اسلام است، و همچنان با همان اعجاز و ويژگى و سُوَر و آياتش فرياد مىزند: وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلىٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ (بقره: 23).
زيرا كتابى كه همواره خداوند وعده قطعى بهمصونيتش از دستبردها و نقصها داده 2: إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ (حجر: 9)، چه كسى و چه قدرتى مىتواند او را دگرگون سازد؟ وآيا نسبت دادن تبديل و انحراف بهكتابىكه ..وَ إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ (فصلت: 41-42)، و دَهها آيه ديگر، با ايمان بهقدرت لايزال الهى سازگار است؟ و همين دو آيه در مصونيت از تحريف قرآن بههر نحوى كه منافى با عظمت و قداست قرآن باشد، كافى نيست؟ 3
اما اينكه برخى از نويسندگان وهابى مسلك، نسبت تحريف را بهشيعه دادهاند، اگر