134رسولالله!» 1، «معاويه امين روى زمين!» 2.
عناوين بالا نمونهاى از صدها اراجيفى است كه در منابع مورد اعتماد وهابىها بهچشم مىخورد كه ابنالجوزى در« الموضوعات » خود و ابراهيم فوزى دركتاب « تدوين السّنه » خود، فصل «الكذب على النبي(ص) واسبابه » و ابوريه در« أضواء علىالسّنّة المحمّدية » و ديگران بخشى از دروغها را منعكس ساختهاند؛ چه اينكه راويان كاذب و غير اعتماد در منابع آنان بهبيش از يكهزار نفر مىرسد و پديد آورنده كتاب « مع الدّكتور ناصرالقفاري في أصول مذهبه حولالسّنّة ورواتها »، با استفاده از منابع تراجم و رجال شناسان خود اهلسنت، 1600 نفر از روات حديثى آنان را ضعيف و كاذب و وضّاع، مىشمارد 3.
بنابراين، ممانعت از تدوين ونقل حديث در مكتب خلفا كه از يكسو، سبب از بين رفتن بخش بزرگى از سنت رسولخدا شد و در بخشهاى مختلف كمبود منابع احكام رخ داد، و از ديگرسو، زمينه حضور جاعلان حديث، فراهم گشت، مباحث حديثشناسى ضرورت پيدا كرد و اهلسنت چارهاى نداشتند جز اينكه بهپالايش روايات خود بپردازند. ولى اين امر در مكتب اهلبيت(عليهم السلام) تا زمان حضور امام(ع) با اينكه ضرورت نداشت (چنانكه اشاره شد)، شيعه در تدوين علم رجال بهويژه بعد از حضور، پيشقدم بوده است. در نتيجه آنچه نويسندگان منتقد، منابع شيعه از جمله كافى را بىاعتبار مىشمارند، مردود است.
2. اضافه شدن بر تعداد كتاب هاى كافى
يكى ديگر از نقدهايى كه از جهت اسناد بر كتاب كافى گرفته شده، شماره و تعداد كتابهاىآن است، و ناهمگون بودن تعداد كتابهاى كافى سبب شده كه برخى از