107
ب) ادعاى نرسيدن اسناد كافى بهرسولالله(ص)!
بخش دوم سخن قفارى نسبت بهمنابع حديثى شيعه، ازجمله كتاب كافى اين بود كه: احاديث كافى برخلاف كتابهاى ششگانه اهل سنت كه همه بهرسولالله(ص) مىرسد، بسيار اندك بهرسولالله(ص) و بهندرت بهعلىبنابىطالب و امام باقر(عليهما السلام) مىرسد و بقيه از امام صادق(ع) نقل شده است 1؛ گرچه وى نتوانست از شيخالاسلام! خود، بر اين ادعايش مدد جسته و نظرش را غير قابل ترديد سازد.
اين ادعاى قفارى، صورت قضيه را مجسّم نموده است و از كسى كه از يكسو، بَدبينانه و تعصّبآميزانه بهاعتقادات و باورهاى ديگران نگاه مىكند و از ديگرسو، از درك عمق قضيه و معرفت جايگاه علمى اهلبيت(عليهم السلام)، عاجز باشد جز اين انتظارى نخواهد رفت؛ اين ادعاى او از چند جهت مردود و غير قابل قبول است:
يك - اتّصال احاديث شيعه بهرسولالله(ص)
هرچند با نگاه سطحى بهكتاب كافى كمتر روايتى به پيامبرخدا(ص)، مستند شده است؛ ولى در واقع پيروان مكتب اهلبيت(عليهم السلام) همه معارف ودستورات دينى و احكام خويش را از امامان معصوم(عليهم السلام) خود مىگيرند و هيچگاه بهاجتهاد و رأى خود سرانه عمل نمىكنند 2، و امامان شيعه با ويژگىهاى خاصى كه دارند، هر آنچه براى هدايت مردم ارائه مىدهند و مىگويند، جز ازكتاب خدا و سنّت جدشان رسولالله(ص) نيست؛ و اتفاقاً همين پرسش در زمان خود امامان شيعه، مطرح بوده است وآنان پاسخ سؤالات را بهروشنى تمام، دادهاند:
اول - حديث امام، حديث رسولالله(ص): هشامبنسالم وحمّادبنعثمان و غير آنها مىگويند: « سَمِعنَا اباعبدالله(ع) يقُول: حَديثي حَديثُ ابي، وحَديثُ ابي حديثُ جَدّي، وَ حديثُ