504بهيك شتر راهروى سوار شده، از راه صحرا بهجانب مكه مكرمه عزيمت [نمود]. روز هنگام وصول خود تجديد مأموريت رضوانآقا را بيان كرده و گفت اگرچه سيد محمد افندى حال در مصر قاهره است وليكن كافه امور ابنيه مباركه بيت معظم بهطور استقلال به محمدپاشا والى مصر مفوض شده است و در خصوص دقت و اعتناى كامله به اين امر از جانب سلطانى اوامر و احكام لازمه شده است، حال آنكه محمدپاشا براى ايفاى آن خدمت مسعوده از طرف خود رضوانآقا را وكيل و معين فرمودند.
پس از مدت كمى سيد محمد افندى نيز به مكه مشرفه وارد شده و با رضوانآقا در خصوص ابنيه مباركه كعبةالله ملاقات مفصل نمودند، زمانىكه محمود چاوش از بندر ينبع براً عازم مكه شده بود، محمدبيك نيز بحراً بهطرف بندر جده عزيمت نموده بود، روز بيست و يكم ربيعالثانى به جده واصل شده و اشيائى را كه از تختهآلات و ادوات و لوازمات سايره آورده بود موافق ثبت و سياهه آنها به احمد قبانى افندى كه كاتب ماليه جده بود تسليم كرد، او هم چون مىدانست كه ابنيه مسعوده به اشياء و لوازمات موروده 1 احتياج كلى دارد، لهذا از تختههايى كه وارد شده بود يك قافله ترتيب داده، همان شب به مكه معظمه فرستاد و قافله مزبوره علىالصّباح به آن شهر مكرم واصل گرديد. هنگام ورود اين قافله رضوانآقا به كمال سرعت به اطراف كعبه عليا از تختههاى بلند مرتفع يك پردهاى كشيد و يك روز بعد نيز اشيائى را كه در بندر جده بود احضار كرده و به انبار مخصوص گذارده و محفوظ نمود، روز بيست و دوم ربيعالثانى به حول كعبةالله را محض تعظيم و احترام آن از انظار خلايق مخفى و مستور دارد.
پس از آنكه اين پرده نيز تمام شد سيدمحمدافندى ناظر عمليات نيز مواصلت 2 كرد و چون مشاراليه فرمانى نيز از حضرت سلطانى آورده بود، محض اينكه فرمان مزبور