478گذشته بود گفت: إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ . 1 پس از آن گفت: سبحانالله، اين چه حال است كه در حين ولادت عبدالله، صحابه كرام تكبير گفتند و روز ارتحال او مخالفين بدفرجام نيز بهصداى تكبير اظهار مسرت و انبساط نمودند؟ عبدالله بن عمر نيز به شاميان اشارت كرده گفت: اينان را تعجب مىنمايم كه اصحاب عظام، روز ولادت ابنزبير مسرور شده و تكبير گفتند، اينان از قتل او فرحناك گشته و تكبير آوردند.
اين تعجب و حيرت عبدالله بن عمر بسيار بهجا و به موقع است، زيرا كه ابنزبير بيست ماه پس از وقوع هجرت نبويه زينتبخش گهواره وجود شده بود، يهوديان قبل از ولادت او مىگفتهاند ما مسلمانان را سحر كردهايم كه از آنها اولاد ذكور نخواهد شد، چون عبدالله بن زبير متولد شد، براى مهاجرين كرام مايه مسرت و شادمانى شده، مهاجرين و انصار علىالاتفاق اجراى شهر آيين نمودند.
حجاج پس از شهادت ابنزبير، ذاتالنطاقين را دودفعه دعوت نمود، دفعه سيم بهشخصه بهخانه ذاتالنطاقين رفته و گفت: براى قتل عبدالله مرا چگونه يافتى؟ ذاتالنطاقين گفت: تو را آنچنان يافتم كه دنيا را بر پسر من و آخرت را بر خود افساد كردى. حضرت رسول اكرم خبر داده بودند كه از بنىثقيف يك كذّاب و يك مهلك ظهور خواهد كرد، كذاب را ديديم كه مختار ثقفى بود، مهلك نيز تو هستى.
ترجمه حال ابنزبير
عبدالله بن زبير نواده عوام، برادر حضرت خديجةالكبرى بنت خويلد است و پسر اسماء بنت ابوبكر، خود و پدر او از اصحاب سعادت استصحاب حضرت پيغمبرى است، هنگامىكه تولد يافت، دهان او با ريق 2 حياتبخش حضرت رسالت گشوده شده و بهنام عبدالله ناميده آمد. چون ابنزبير در مدت عمر خود به احياى ليالى حريص و