474اقطار ممالك آمده و متحيراند از سنگهايى كه تو انداختهاى ممكن نيست كه شخص به مطاف سعادت داخل شود، اقلاً حرب و قتال را به بعد از عيد قرار ده كه هركس فرايض حج را بهجا بياورد.
حجاج ظالم نيز بهواسطه اين سفارش عبدالله بن عمر از حرب و قتال كفّ يد نموده و تا ختام مدت حج كارزار را موقوف ساخت و محاربه را به بعد از عيد معوق نمود و بعد از حج معاودت حجاج را اعلان نموده باز به محاربه قيام كرده و كعبةالله را سنگسار كرد.
غريبه
زمانىكه حجاج غدار كعبةالله را سنگسار مىنمود در روى آسمان يك سحاب مظلم عيان شده و اقطار حجازيه را ظلمت فوقالغايه احاطه نمود و در اطراف اربعه مكه آوازههاى رعود 1 و صواعق مخوف حاصل شده و در قلوب مخالفين علائم خوف و خشيت ظاهر و نمايان گرديد. زمانىكه حشرات اعدا اين آثار خوفناك را ديدند، به منتها درجه هراس ميدان كارزار را ترك كرده، هريك به سوراخى اندر خزيدند. حجاج چون اين حالت را ديد خطاب به تبعه خود كرده گفت: اى عسكر سبب اين همه خوف و تلاش چيست كه هريك از شما بهطرفى گريزان شديد؟ اگر چنانچه از صداى اين رعود و صواعق هراسان شديد و رم نموديد، اين صواعق چيزى نيست كه سبب توهم شما بشود، من در اين ديار زياده از همه مانده و ديدهام كه از اين نقطه اين رعد و برق كم نمىشود، ملعون خود به منجنيق سنگ گذاشته و شروع به انداختن به بيتالله نمود، موثوقاً روايت كنند كه از همان احجارى كه حجاج با منجنيق مىانداخت استار كعبه مباركه مشتعل شده و سوخت.
در اين اثنا در جهت جده، يك سحاب ظاهر شده، شاميان را بهصداهاى مهيب