473 سعادتمبناى بيتالله رخنه و فتور 1 ظهور نموده، عاقبتالامر ابنزبير را شهيد و جسد او را تا هنگام ورود خبر از شام، در بالاى دار نگاهداشت. اگر چنانچه عبدالملك براى امداد حجاج لشكرى از شام نمىفرستاد، غلبه حجاج بر ابنزبير محال بود، زيرا كه ابنزبير مطلع و خبردار بود كه حجاج از شام بيرون آمده و در ساحه طايف براى شاميان خيمه زده و مترصّد فرصت است. ابنزبير از شجعان اهل مكه مقدار كافى عسكر فراهم آورده و محاربات نمود وليكن تاب مقاومت نياورده مغلوباً معاودت كرد.
اگرچه مغلوبيت در طرف ابنزبير بود وليكن عساكر حجاج نيز نزديك به استيصال و اضمحلال شده بودند و چون حجاج مىدانست كه اگر جزئى مددى به ابنزبير برسد مراجعت خواهد نمود و در اين مراجعت شاميان را غلبه خواهد كرد لهذا حجاج غلبه خود را در طايف به ابنزبير و اضمحلال عساكر خويش و لزوم فرستادن امداد را به عبدالملك نوشته، عبدالملك نيز بهقدرى كه لازم بود براى حجاج امداد و معين فرستاد.
حجاج قوه احتياطيه را كه از شام وارد شده بود همراه خود برداشته، قبل از آنكه عبدالله بن زبير تدارك عسكر نمايد مكه مكرمه را محاصره كرده و عهد بستند كه مادامى كه ابنزبير را شهيد نكردهاند، ترك سلاح و مقاربت زوجات و استعمال معطّرات نكنند. بناءً عليه در شهر ذىحجه سال هفتاد و دوم هجرت بهشاهقه جبل ابىقبيس نصب منجنيق نموده و اهل مكه را به يك بىرحمى فوقالعاده كه فوق تحمل بود مزاحمت و تضييق نمود و حتى مطاف سعادت را طورى سنگسار مىكرد كه دخول بر آنجا محال و غيرممكن بود.
در اثناى اين وقعه عبدالله بن عمر نيز براى ايفاى نسك حج در مكه بودند، از محاربات واقعه فوقالغايه متأثر شده و شخصى را نزد حجاج فرستاده و سفارش كرد كهاى حجاج از حضرت ايزد پاك احتراز كرده و خود را مسلمان مىشمارى،
مسجدالحرام را سنگسار نكن موسم حج است صلحاى امت براى اداى مناسك حج از