459اينكه آلبارسلان به مشترى رومانوس گفته است كه سگ تو از رومانوس بهتر و نافعتر است، اين حرف لايق كوماندانها 1 و رؤساى عساكريست كه نتوانند در حين مقاتله موقع خويش را محافظه نمايند، چنانكه بىاحتياطى قيصر روم مايه آن گرديد كه اردوى او مغلوب و خود اسير و دستگير شد.
نظر به روايتى كه كاتب چلبى در فذلكه عربىالعباره خود مرقوم مىدارد، آلبارسلان در سال چهارصد و پنجاه و پنج، يعنى در سنه هزار و شصت و چهارم ميلاد، پس از آنكه شهر حلب را تصرف نمود، عساكر خود را از سر خود پراكنده ساخته فقط چهاردههزار نفر در نزد خود نگاهداشت. رومانوس قيصر اين ضعف او را غنيمت شمرده و علىالغفله، ملك آلبارسلان را ضبط و استيلا نمود. آلبارسلان چون به تدارك عسكر مقتدر نبود، اگرچه قرار داد كه با قوه موجوده خود مقاتله نمايد وليكن چون ديد كه ملك او با عسكرى كه زياده از رمال صحرا بود استيلا شده است و او نمىتواند با آنان مقاتله نمايد ناچار به مصالحه راضى شد. چون مقصود رومانوس اين بود كه ملت اسلام را محو و نابود نمايد به مصالحه رغبت ننموده و پيغام داد كه در هر حال بايد جدال نمايم، آلبارسلان نيز متوكلاً علىالله آغاز مقاتله نموده، چنانكه در فوق مذكور شد به نصر و يارى تعالى مؤيد و منصور شده و در صحايف تواريخ روزگار الىالابد شأن و اشتهارى گذاشت.
اگرچه در ميان روايت تاريخ رضوان پاشا مؤلف سراجالملوك نوعما، منافاتى ديده مىشود وليكن چون محاربه رومانوس بر ضد جميع مسلمين بود بعيد از احتمال نيست كه در آرزوى تخريب بيتالله نيز بوده است.
مورخين روم نوشتهاند كه عساكر رومانوس قيصر در اناطولى در جنگ سلطان علاءالدين مغلوب شده و خود به قيد اسارت درآمد، پس از آن مظهر عفو و اطلاق شده، چون به مركز حكومت خويش آمد به چشمهاى او ميل كشيده شد وليكن از