421حضرت: آيا از من هيچ خواهشى دارى؟
جن: بلى؛ حضرت موسى تورات و حضرت مسيح انجيل بر من آموختند شما هم قرآن كريم را براى من تعليم فرماييد، در ختام اين محاوره حضرت رسول قرآن را بر او تعليم فرموده و او هم وداع كرده، منصرف شد.
حكايت
زمانىكه باعث خلقت كائنات - عليه و آله افضل التحيات - اقطار حجازيه را به انوار بعثت خويش مستضىء و منوّر فرمودند، سكنه امالقرى با اعراب باديهنشين اطراف و حوالى به جنگ و جدال درآمده و آتش فتنه و فساد مشتعل گرديد و مقتضى آن شد كه افراد هر قبيله به اطراف ممالك نقل احمال 1 و اثقال 2 كنند. در ميان اين اختلال گيرودار، مسلمين اجنه خود را به هياكل مختلفه ظاهر ساخته و اولاد بشر را به بعثت حضرت نبى انس و جان مخبر ساخته و آنان را به طريق هدايت دعوت مىنمودند. دايى ربيعة بن ابىبرا، كه از اصحاب كبار بود در آن اوان وليكن بهصورت غريبى مسلمان شده است، جناب ربيعه سبب اسلاميت دايى خود را بهطور آتى نقل و روايت مىكند و گويد:
زمانىكه سلطان سرير لولاك - عليه و آله صلوات الله المنان - به خلعت رسالت مخلع و سرافراز گرديد برادر والده من حيّة مخوفالهيئهاى ديده و از ترس خود مسلمان شده است، چنانكه برادر مادرم گويد كه روزى در صحرا مىگشتم، يك مار بسيار ترسناكى ديدم كه يك روباه ضعيف را در مقابل خود انداخته و مىدواند، براى اينكه آن حيوان بيچاره را برهانم خم شده و از زمين سنگى برداشتم و حال آنكه آن روباه ضعيف بغتةً افتاده و تلف شد، مار نيز خود را پارچهپارچه كرده و از هم دريد.