404آن اوقات معبود طايفه بنىثقيف كه در طائف متوطن بودند، صنم مناتنام بوده و خادم بتخانه آن نيز، قبيله بنىمسقب بود. صنم مناتنام معبود طوايفى كه در اطراف و نواحى محل قديدنام كه در طرف ساحل جبلمشللنام بود سكنى داشتند بوده و قبايل اوس و خزرج نيز كه اهالى يثرب بودند در عبادت منات به آنها تبعيت و پيروى كرده بودند.
مشلل بر وزن معظم اسم كوهى بوده و به محل قديدنام مذكور از اين كوه مىآمده است، بنا بهقول ديگر مشلل اسم تپهاى بود كه مقابل قديد بوده و صنم مذكور در بالاى آن تپه منصوب و مركوز بود. بنا به قولى ديگر منات صخرهاى عظيم بوده، قبايل هذيل و قضاعه و اقوام بنوثقيف عموماً پرستش او مىنمودند و در اطراف او قربانها ذبح كرده، طواف و زيارت مىنمودند.
سعد بن زيدالاشهلى در سال فتح مكه مكرمه، منات مذكور را شكسته و از هم پاشيد، از بطن منات نيز يك عجوزه سيهچهره عريانى ظاهر و نمايان شده، گيسوهاى خويش را كنده و نوحه و فرياد مىنمود و بر سينه خود زده، آه و داد مىكرد، جناب سعد نيز عجوزه مذكوره را قتل و اعدام نموده و صنم مذكور را نيز پارچهپارچه نمود.
در نزد بعضى منات و لات و عزى در داخل كعبه مكرمه و هبل نيز چنانكه مذكور شد، در مخزنالهداياى بيتالله مخزون و موضوع بود.
لات اسم فاعل از ليت سويق است، مجسمه و صورت كسى است كه در زمان جاهليه لتسويق را كه عبارت از آميختن روغن و آرد باشد معتاد خود نموده و در موسم حج، حجاج را اطعام مىكرد. محض اينكه رجل مرقوم آن صنعت را معتاد خود نموده بود، او را لات اطلاق مىشد، بعدها رئيس قبيله بنىثقيف صورت او را ساخته و اله خود قرار داده بودند.
بنا بهقولى كه در حق لات اصحّ اقوال است، صورت نبوده است، در طايف كه مسكن بنىثقيف بود سنگى موجود بوده (چنانكه آن سنگ هنوز در بلده طايف در