378
شعر
اَودَى الضِّمارُ وَ كانَ يُعبَدُ مَرَّةً
ضمار كه اول پرستش مىشد حال شكسته شده است، زمان پرستش آن قبل از نزول قرآن و بعثت حضرت محمد است، حضرت محمد پس از پسر مريم يك مهتدى است از آل قريش، كسانىكه به ضمار و امثال آن پرستش مىكنند خواهند گفت چه مىشد كه به ضمار و امثال آن پرستش نمىكرديم، اى اباحفص به يك دين صادق مبشر باش، به يك دينى كه به كتاب رشادكننده هدايت كرده مىشوى. اى اباحفص اندك مدتى صبر كن كه زياده از عزّ بنىعدى عزتى بر تو روى خواهد آورد، عجله مكن، زيرا كه دين او را تو نصرتكننده هستى، هم به زبان و هم به دست يقيناً يارى خواهى نمود.
عمر كه ضمار را شكسته و خورد كرد عداوت حضرت رسول كه در نفس او مضمر و مجبول 1 بود، به مودت ابديه مبدل گشت. بدون توقف به خانه همشيره خود رفته و بعد از آن به راهنمايى شوهر او به دار ارقم عزيمت كرده، به تفصيلى كه در كتب سير مسطور است به دايره منجيه اسلاميت داخل شده.