373اينكه گفته است كه يكى از خلفاى حضرت ادريس حكيم اسقينوس 1 خواهد بود كه اعقل و ارشد و افضل خلفاى حضرت مشاراليه بود و اينكه گفته است صورت مجسم حضرت ادريس را از شيطان گرفته و از نظر خود دور ننمود، نبايد صحيح بشود؛ زيرا كه حضرت ادريس بهنامهاى ايلادس، اوس، اسقينوس و بسلوخس، چهار نفر خليفه داشت و به هريك از اين چهار نفر يكطرف از جهات اربعه دنيا را حوالت نموده بود و چون اسقينوس از جمله رفقاى خود ازهد و اورع بود، لهذا او را به اسم خليفةالخلفا مسمى داشته بود، اثنايىكه حضرت ادريس به آسمان صعود نمود اسقينوس در مركز مأموريت خود كه بلاد يونان باشد اقامت داشت، چون كيفيت را واقف شد مدت متمادى به ناله و آه مشغول بود، بالاخره براى اينكه مشاراليه شمايل شريفه آن حضرت را فراموش ننمايد دو قطعه صورت مجسم ادريس را كه يكى در بالاى كرسى نشسته و ديگرى حالت بلند شدن او به آسمان بود ساخته و در اثناى طاعت و عبادات نظر كردن به آن دو صورت را عادت خويش قرار داده بود.
بهلحاظ اينكه اسقينوس بدون شك و ريب مؤمن و موحد بود مقصود او از تعظيم و احترام به اين دو صورت نه اين بوده است كه آيين بتپرستى را مجرى دارد بلكه مقصود او توقير و رعايت ادريس بود و ليكن افسوس كه در وفات او صاب بن ادريس و ساير حكماى ابله، مقصود و اعتقاد او را درك و اذعان ننموده اين نيت پاك او را به بتپرستى حمل نمودند و پس از اندك مدتى هريك از آنها براى خود صنمى ترتيب داده مخلوق را به ضلالت انداخته و پرستش اوثان نمودند.
بعض مورخين گفتهاند كه اختراع اصنام اولاً در ميان اولاد قابيل و در زمان حكومت برد بن مهلائيل بن قينان بن انوش 2 بن شيث بن آدم(ع) واقع شده است.
از نتايج تدقيقات كسانىكه اين روايت را نقل كردهاند معلوم مىشود كه حضرت