372
مباركه حضرت ادريس را ساخته و در داخل حجره خود به محلى بگذارى و هر دقيقه و آن، آن صورت مجسمه را مشاهده كنى، بدين واسطه لذت مصاحبت او را بهخاطر مىآورى، بلكه به اينوسيله بتوانى داروى درد فرقت را تحصيل نمايى.
ابليس بدون اينكه خليفه مذكور طلب كند، پيكر مجسم حضرت ادريس را ساخته و به آن محب وفا شعار تسليم نمود. خليفه سادهدل كه از شرارت و تلبيس ابليس غافل بوده و به شراب فرقت حضرت ادريس مست و لايعقل بود صورت بىروح را كه شيطان ساخته و به او داد اخذ نموده و تا زمان وفات خويش از نظر خود دور ننمود و به اين واسطه تسكين نائره 1 اشتياق مىفرمود وليكن در حالتىكه احدى از اين امر مستحضر نبود به عالم فانى عازم گشت، در حين وفات خليفه كسانىكه صورت مذكور را در حجره مخصوصه او ديدند، اظهار حيرت و تعجب نمودند كه آيا اين چيست و صورت كيست؟ و آن مرد مرتاض به چه لحاظ اين صورت را در حجره خويش قرار داده است؟
شيطان ديد كه وقت اضلال بنىنوع بشر رسيد به هيئتى كه مخصوص عباد بود تمثل نموده نزد كسانى رفت كه در امر تحقيق آن صورت اجتماع نموده و حيرت داشتند، آنان را گفت كهاى برادران اگر از من بپرسيد، اين صورت مجسمه صورت خالق ارضين و سماوات است! چون شبهه نيست كه عبادت مخفى در نزد خداى قرين قبول و اجابت است، لهذا حضرت ادريس و خليفه مودت انيس او به اين صورت پرستش نموده و كيفيت را از ما كَتم و اخفا مىداشتند.
كسانىكه اين كلمات را شنيدند فريب كسوه صوفيانه آن ملعون را دچار شده، هريك صنمى تدارك نموده و آيين بتپرستى را مجرى داشتند. اين روايت را صاحب روضةالصفا مولانا محمد خاوند شاه نقل و حكايت نموده است.