366را به ليلى در بحث انتقال حكومت مكه به قصى بن كلاب ذكر نموديم. چون قبيله خزاعه از عمرو بن لحى منشعب شده است و ليلاى خندف نيز والده پدر او قمعه است لهذا افراد قبيله خزاعه ليلى را والده اطلاق مىكردند.
مورخين سبب اطلاق خزاعه را به بنوعمرو اينگونه ذكر و بيان نمودهاند كه اهل سباء، پس از وقعه سيل عرم از بلاد سباء هجرت نمودند و هر قومى به محلى كوچ و هجرت كرده، به اسم آن محل مشهور و معروف شدند و به جهت اينكه آنوقت اولاد مازن بن الاسد بن الغوث بن ليث بن مالك بن زيد بن كهلان بن سباء بن يشجب بن يعرب بن قحطان در كنار آب غساننام كه نزديك محل مسمى به مشلل بود اختيار اقامت كرده بودند و عمرو بن لحى از اقوام سائره انخراع 1 نموده و به حوالى مكه مكرمه جاى گرفتند، لهذا بنو مازن را غسانى و بنو عمرو بن لحيه را بنوخزاعه نام نهادند. اوس و خزرج كه پدران انصار كرام هستند، پسران حارثه بن ثعلبة بن عمرو بن عامر بن حارثة بن امرءالقيس بن ثعلبة بن مازن بن الاسد بن الغوث مىباشند.
زمانىكه بنوخزاعه قبايل جراهمه را از مكه معظمه جبراً اخراج نموده و به ممالك يمن طرد و تبعيد نمودند عمرو را رئيس قبيله خود قرار دادند و هرگونه بدعتى را كه مشاراليه ابداع و اختراع كرد به كمال ميل و خواهش تلقى نموده و در اجراى مقتضيات آن سعى و همت نمودند و سبب عمده اينكه بنوخزاعه تكاليف عمرو بن لحى را قبول مىنمودند اين بود كه عمرو قبايل اعراب را هر ساعت و آن اكرام و احسان نموده و به اعاظم آنهايى كه در مواسم حج وارد مىشدند خلعت داده و سماحت جعليه اظهار مىنمود.
عمرو بن لحى كه رياست بنوخزاعه را مالك بود در ايام حكومت خود به بلاد شام درآمده و اولاد عمالقه را كه در شهر مأب در ارض بلقا واقع بود به پرستش اصنام مشغول ديده و آنان را گفت كه سبب عبادت شما مر اين اصنام را چيست؟