358
حكايت
جبير بن مطعم كه از اصحاب سعادت استصحاب كرام و از اولاد نوفل قريشى بوده و رشته نسب او به عبد مناف كه جد ثالث نبوى است مربوط است گويد كه:
در اوايل بعثت حضرت رسول به شام رفته بودم، رئيس اساقفه نصاراى شام مرا احضار كرده و گفت: «آيا مىشناسى شخصى را كه اين اوقات در بلده شما ظاهر شده و ادعاى نبوت مىنمايد؟»
در جواب گفتم: «بلى ابن عم من است». مشاراليه چون اين جواب را از من شنيد برخاسته و از دست من گرفته به اطاقى داخل شد، در داخل اين اطاق بعض تصاوير مزينه انبيا بود كه از حيثيت عدد خارج از حد احصا بودند، يكيك به آن تصاوير اشاره كرد و به من مىگفت كه صورت ابنعم خود را مىتوانى ديد؟
چون در جواب گفتم كه در ميان اينها شبيه صورت او نيست، مرا به اطاق ديگر برد، اين اطاق نيز بيتالتماثيل بوده، مجسمههاى مزين بسيار در او گذاشته شده بود.
رئيس اساقفه گفت: «آيا در ميان اينها صورتى هست كه شبيه او باشد؟» من همه آن تصاوير را از نظر گذرانده، ديدم كه يك هيكل نورانى صورت حضرت رسول است... بناء عليه رئيس اساقفه مذكور آغاز كلام نموده گفت: شهادت مىدهم اين شخص كه در بلده شما ظاهر شده و دعوى نبوت مىكند پيغمبر مبعوث به حق... مىباشد.