313لهذا بيرق مذكور در وقوع محاربه به محل مخصوصى مركوز 1 گرديده و اعلان حرب مىشد و أبطال 2 مسلح كه به زير لواى مركوز گرد مىآمدند، به ميدان حرب و قتال اعزام مىشدند.
زمانىكه ابوسفيان بن صخر بن حرب بن امية بن عبد شمس، بيرقدار قريشيان بود لواى سعادتاحتواى اسلام، به تموج و ظهور درآمد. مأموريت مخصوصه لواء پس از قصى بن كلاب به پسرش عبدالدار و بعد از وفات او به اولاد و احفاد او منتقل آمد. تا زمان غزوه جليله احد در دست صاحبان نفوذ اين خانواده بوده وليكن در وقعه مذكوره افراد خانواده مزبور كليةً مقتول و تلف شدند.
ندوه
به معنى اجتماع است، مجلسى كه در زمان جاهليه قصى بن كلاب بنا كرده شده و در آنجا اجتماع مىنمودند ندوه گفته مىشود، اگر هيئت و اعضاى اين مجلس قرارى مىدادند، قبايل نيك و بد او را ملاحظه نكرده، راضى مىشدند. چون امور مهمه اهالى مكه مكرمه در اين مجلس مذاكره مىشد و حتى اذننامههاى تزويج دختران نيز از طرف اعضاى اين مجلس داده مىشد، لهذا غير از ابناى قصى بن كلاب، كسانىكه از رجال قبايل، سنين عمر آنها بهعقد رابعه نرسيده بود يعنى به چهل سال واصل نگشته بود نمىتوانستند در دارالندوه اجتماع كنند و رياست هيئت مذكوره را يكى از متنفذين جماعت بنواسد بنعبدالعزى بن قصى بن كلاب در عهده داشته و مقدارى هم اعضاى غيرمحدود، آن مجلس را بهراه مىبردند.
زمانىكه رياست هيئت دارالنّدوه در عهده يزيد بن زمعة بن الاسود بن المطلب بن الاسد بن عبدالعزى بود، حضرت فخر كاينات عليه اكمل التحيات، به اجراءات شرعيه شروع فرمودند.