299بزرگ و روشن مايل به جنوب و ديگرى كوچك و متمايل شمال است.
آن را كه مايل جنوب است شِعراى يمانى و آن ديگرى را كه مايل شمال است شِعراى شامى خوانند. به اعتقاد اعراب قديم، يك شبى شِعراى يمانى با سُهيل مجرّة را خفيةً عبور و اغتراب نموده و شِعراى شامى از مفارقت اينان آنقدر گريه كرده است كه به غمصالعين 1 مبتلا شده و بدينجهت او را شِعراى غميصا اطلاق كرده مىشود. از طايفه خزاعه اول شخصى كه به شِعرى پرستش نمود ابوكبش نام احمق بود. ابوكبش ناماز اشراف بنىخزاعه بوده. روزى قوم خود را خطاب كرده و گفت كه كافه كواكب در آسمان عرضانى حركت كرده، فقط تنها «شِعرى» طولانى حركت مىنمايد پس به اين دليل شِعرى غير از كواكب سايره خواهد بود پس از اين من عبادت اوثان را ترك نموده و شِعرى را پرستش خواهم نمود. بنابراين با توابع خود شِعرى را معبود قرار داده و به قريشيان آغاز مخالفت نمود.
مشركين قريش براى اشاره اين امر حضرت رسول را ابوكبش مىگفتند و خواستند ايجاد دين جديد و مخالفت كردن حضرت رسول را به قريش تشبيه به ابوكبش نمايند. واقعاً حضرت فخر كاينات و ابوكبش در امر عبادت اصنام قبيله قريش را مخالفت نمودند. انتهى.