277جرهميان واقف شدند، براى هجوم آوردن به آنها از قبايل متجاوره باديهنشين استمداد كرده و جمعيت بسيار بزرگى فراهم آوردند. اين جمعيت جرهميان را اعلان حرب نموده، پس از محاربات طولانى مكه معظمه را محاصره و اقوام باغيه جراهمه را به تنگنا انداخته، حكومت مكه مكرمه را ضبط و گروه مكروه جراهمه را از حدود كعبةالله خارج كردند.
اول شخصى كه بعد از جرهميان در مكه مكرمه صدرنشين مسند حكومت شده غبشان خزاعى است، پس از آن عمرو بن الحرث الغبشانى امير مكه بوده، تا زمان حليلبن حبشية بن سلوله كه پدرزن قصى بن كلاب بود حكومت مكه را اولاد او وراثت داشتند. خزاعيان در بلده مآرب كه در سه مرحله بعد شهر صنعاى يمن واقع است ساكن بودند. چون كَهَنه مآرب خبردادند كه در مملكت آنها سدّى كه اثر بناى سبأبن يشجى بود نقب و خرق و بهواسطه هجوم سيل عرم، اهالى بلاد سباء غرق خواهد شد لهذا اين خبر كدورتاثر راحت وحضور اهالى را مسلوب داشته و از ميان آنها عمرو مزيقيا بن عامر بن حارثة بن ثعلبة بن امرء القيس بن مازن بن الازد بن الغوث ابن نبت بن مالك بن زيد بن كهلان، افراد قبيله خود را صحابت نموده و اموال و اشياء خود را برداشته و به جستجوى مملكتى درآمد كه بتواند در آنجا ساكن شود و به هر شهرى كه رسيد با اهالى آنجا حرب و قتال كرده و غالب مىآمد و چون آب و هواى ممالكى كه گذرگاه او بود با مزاج او امتزاج نمىكرد، به موجب يادآورى ظريفهنام كاهنه، عزيمت به ارض مقدس حجاز را تصور نمود.
پس از زمانى به حدود ميقات مكه نازل شد، در اين بين مطلع از آن گرديد كه جرهميان نمىگذارند افراد قبايل سايره به مكه معظمه داخل شوند، بناء عليه از عقلاى قبيله خود استشاره كرده و به صناديد جراهمه پيام فرستاد كه اگر مساعده و رخصت دهند، مدت كمى در ارض مشرفه مكّه اقامت و اعتكاف كند وليكن جرهميان استدعاى عمرو بن عامر را قبول ننموده پيام دادند كه به همه حال بايد از حدود كعبةالله خارج