265صورت اول وجهه اول مذكور شد، يك اسم كعبه محترمه نيز رحم است.
امام واقدى نقل و روايت مىكند كه آن سنگ، سنگ سبزى بود و در روى آن سطور ثلاثه آتيه نوشته شده بود:
سطر اوّل: «لا إله إلّا أنا ربّ البيت مغابها و هي قزار و مرخبها و هي قفار».
سطر دوّم: «لا إله إلّا أنا ربّ البيت مهلك الطّغاة و مفقرالزّناة و مخزي تارك الصّلاة».
سطر سيّم: «أنا الله لا إله إلّا أنا رازق من لا حيلة له، حتّى يعلم من له حيلة ان لا حيلة له».
پس از آنكه حضرت خليل از بناى مقدسه كعبةالله فارغ گرديد، با پسر خود اسماعيل دست نياز به درگاه معطىالعطاياى بىنياز برداشته و استدعا نمودند كه خدمات ايشان قرين قبول و اجابت شود، بناء عليه جبرئيل امين نازل شده و گفت خدمت شما در حضرت اقدس اعلا مقبول افتاد، بعد از آنهادى آنها شده و به ايفاى مناسك حج دلالت نمود، پس از آنكه حضرت خليل مناسك حج را در دفتر حافظه خود ثبت و املا كرد. حضرت اسماعيل را وداع فرموده و معاودت نمود و به ذروه جبلالرّحمه درآمد دفعهاى به بر الشام و دفعه ديگر به اطراف مكه معظمه عطف نظر دقت نموده، لطافت و جيادت آب و هواى شام و حرارت طاقتفرساى قطعه مقدسه حجازيه را بهخاطر آورده، در حق پسرش كه در اينچنين موقع سنگلاخى مقام گرفته است ترحم نمود و براى او دعاهاى طولانى كرد.
چون خواست پاى به ركاب گذاشته و بهطرف شام عازم شود به اراده جليله أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ 1 مأمور و سرافراز گرديد، لاجرم پاى از ركاب درآورده و عرض نمود: «الهى طواف كعبه را مربندگان خود فرض فرمودى، من چگونه آنان را دعوت توانم نمود كه از اقطار شرق و غرب عالم آمده، ايفاى مناسك حج و طواف كنند؟»
خطاب مستطاب رسيد: «يا ابراهيم اگر تو به صداى بلند دعوت كنى، من نداى تو را