225و شافى است»، عبدالمطلب از كمال مسرتى كه حاصل نمود بهصداى بسيار بلند تكبير گفت، قريشيان چون صداى تكبير عبدالمطلب را شنيدند يقين نمودند كه بهمقصود خود نائل شده است و عموماً نزد او جمع شده و اشياء نفيسهاى را كه از حفره بيرون آمده بود ديدند. اظهار آثار نزاع و خصومت كرده و گفتند: اى عبدالمطلب چون اينجا بئر جدّ ما اسماعيل است در اين اشياء ما نيز حق داريم. بايد اين اموال را در ميان قبايل تقسيم نمايى.
عبدالمطلب گفت: «در اينحال شما حق نداريد زيرا در حفر بئر معاونت نكرديد، سهل است طورى مخالفت نموديد كه سبب اتلاف نفوس كثيره شد»، قريش گفتند: «اقلاً نصف اشياء را خود بردار و نصف ديگر را بهعموم قبايل تقسيم نما والاّ از معارضه فارغ نشده باز با تو به مقاتله قيام كنيم».
عبدالمطب ديد كه معارضه بزرگ شده و باز اتلاف بعض اشخاص را سبب خواهد شد، آنانرا خطاب كرده و گفت: «براى قطع و فصل اينكار هركس را بخواهيد حكم نافذالحكم معين كنيد كه در ميان ما اين كار را قطع و حسم 1 كند»، به اين رأى مصيب قريشيان هم راضى شده قرار دادند كه كاهنه قبيله بنىسعد بن هذيم را كه در جوار سواد معموره شام سكنى داشت انتخاب نمايند، بناء عليه براى اينكه به مسكن كاهنه مزبوره روند عازم شدند، حال آنكه آن زمان در قطعه حجاز، راههاى منتظم و قراى نزديك به همديگر و چشمه و آبهاى جارى و چاهها و در بندها كه دفع وحشت كند نبوده از راهى كه بنا بود بروند بالطبع مىبايست از بيابانهاى مخوف و بىآب بگذرند و چون پيدا كردن آب نيز امرى مشكل بل مستحيل بود در اثناى راه براى دست آوردن آب زحمات و اشكالات زياد در كار بود، به اين لحاظ هم رفقاى عبدالمطب و هم صناديد قبايل سائره، براى اينكه تا نزديكى خطه شام كفايت كند، ظرفهاى آب تدارك نموده و مملوّ ساختند.