195مىگفت: «آب بخوريد».
اگرچه محال بود كه متعصّبين نمارده از اطوار و حركات مشروحه او مكدّر و دلخون نشوند، ولى چون آذر منصب خازنالاصنامى را حائز بود و از اين جهت حكم و رأى او در نزد مأمورين نمرودى نافذ مىگرديد، لهذا براى رعايت خاطر آذر ابراهيم را تسلّط و تعرّض ننموده و استدعا مىكردند كه بتها را حقارت و بىاحترامى نكند و هرجا مىديدند قيمت مقطوعه آنان را داده و اصنام را از دست بىاحترامى حضرت ابراهيم مستخلص مىداشتند.
اگرچه اينحالت به سمع نمرود نيز رسيد ولى چون نمرود رؤيايى را كه قبل از اينها ديده و تعبيرات كَهَنه و اخطارات حكما را فراموش كرده بود تا زمان حلول عيد مشهور و معهود نمارده به حرفهاى مردم در خصوص غمز و سعايت ابراهيم گوش نمىداد. نمروديان عيدى داشتند كه در حلول آن عيد هريك طعامهاى نفيس و لذيذ در خانه خود تدارك كرده و به نزد اصنامى كه در عبادتخانههاى خود داشتند گذاشته و خود به صحرا مىرفتند. چون هنگام عصر معاودت مىكردند اصنام را عرض عبوديت و پرستش كرده، بقيه اطعمه را اخذ و تقسيم كرده، مىخوردند و معتقد آن بودند كه اكل و تناول آن اطعمه براى خانههاى آنان خير و بركتى خواهد بخشيد.
به علت اينكه بعد از رفتن آنها به صحرا، بهروى اطعمه مذكوره موشها و ساير حيوانات هجوم آورده و اكثر اطعمه را مىخوردند بىمغزان افراد نمارده، بهگمان اينكه اطعمه را اصنام تناول كرده اظهار آثار فرح و افتخار نموده، مىگفتند: خدايان ما از ما راضى شدند.
اين عبادتخانه نسبت به آن عصر، بتخانهاى بسيار بزرگ و محكم و متين بوده، داخل آنجا از مرمرهاى سفيد و سبز مفروش و مزيّن شده و به مواقع لازمه آنجا هفتاد و سه قطعه صنم مجسّم از طلا و نقره و حديد و رصاص 1 و مس و حجر و شجر