128خلق متزايد مىگشت، طير مزبور آرام و سكونت خويش را مىافزود، گويا حالت آن بىزبان خراسانى را مؤثر افتاده بوده است كه بيچاره هم طواف مىكرد و هم گريه مىنمود و اشكهاى او از ريشش سرازير مىگشت.
محمد بن ابىعبدالله بن ربيعه كه اين غريبه را خود مشاهده نموده بود گويد كه من آن مرغ را در كتف راست خراسانى ديدم، حاجيان يكديگر را اين طرف و آن طرف كرده و به تماشاى او مىرفتند و آن طير علاوه بر اينكه از اهل تماشا نفرت نمىكرد، احتراز هم نمىنمود.
من در آن روز در طواف بودم، در هر هفت مرتبه يك دفعه در خلف مقام ابراهيم دو ركعت نماز كرده و برمىگشتم كه كعبة الله را بيست و يك دفعه طواف نمودم، در هر دوره آن مرغ را در كتف خراسانى مىديدم. يكى از اهل طواف دست خود را دراز كرده و بر پشت او كشيد، مرغ مزبور باز نپريد. آخرالامر خود به خود در طرف راست ابنيه مقام شريفه در جايى نشست و منقار خود را در زير بال گرفته و مدتى در آنجا بود. حجاج نزديك او جمع شده و تماشا مىكردند.
ناگاه يكى از مأمورين بيتالله براى اينكه به رفيق خود نشان دهد او را گرفت، طير مزبور از اين حالت رم و هراس نموده، با يك صداى وحشت آميز، يك صيحه كشيد كه صداى او به صداى مرغ شبيه نبود. شخصى كه گرفته بود، از اين صيحه متوحّش شده و رها كرد، مرغ ديگر نايستاده و پرواز نمود، در ستون قرمزى كه در نزد دارالندوه است نشست، بعد از او از ميان باب العجله و باب النّدوه به طرف جبل قعيقعان متوجه شده و پريد. انتهى.
طواف اجنّه بيتالله را
حضرت محيىالدين، براى اينكه بفهماند كه كعبه معظّمه قبل البعثه نيز مطاف جن و انس بوده است، نقلاً عن ابىالطّفيل در مُسامرات خود، غربيهاى ديگر روايت مىكند كه