93صاحب «مستدرك» در حديثى طولانى به نقل از «تفسير عسكرى» از امام سجاد(ع) نقل مىكند 1 كه آن بزرگوار در عرفات، وقوف يافته بود. امام(ع) خطاب به «زهرى» فرمود: «به نظر شما، امسال تعداد زائران چقدر است؟» زهرى عرض كرد: «چهارصد يا پانصد هزار نفر كه همه قصد خدا را كردهاند و او را با ناله و ضجه مىخوانند». امام(ع) فرمود: «
مَا أَكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الحَجِيجَ» ؛ «چه بسيارند ضجهزنان و چه كماند حجّاج».
سپس فرمود: «اى زهرى! صورتت را نزديك بياور». زهرى صورت خود را نزديك كرد. امام(ع) با دست مباركش، رخسار او را مسح نمود، سپس گفت: «ببين!». زهرى گفت: «تمام خلق را ديدم كه ميمون بودند و تنها در هر دههزار نفر يك انسان ديدم». باز امام فرمود: «زهرى صورتت را نزديك كن». او چنين كرد و امام بار ديگر صورت زهرى را مسح نمود و به او گفت: «نگاه كن». زهرى نگاه كرد و تمام آنها را خوك ديد. بار سوم چنين شد و زهرى تمام خلق را گرگ ديد و تنها تعداد اندكى انسان مشاهده كرد. آنگاه رو به امام كرد و گفت: «آيات تو مرا وحشتزده كرد و افعال عجيب تو مرا متحيّر». سپس امام صورت او را مسح نمود و زهرى به حالت عادى بازگشت. سپس امام سجاد(ع) گوشههايى از اسرار ملكوتى حج را بيان فرمود.
كسانى كه همچون ستارهاى ميان تاريكى مىدرخشيدند، حاجيان،