71وى مىگويد:
عمر نيز، در حضور رسول خدا(ص) درباره حاطب كه مردى از مهاجرين و اصحاب بود، گفت: بگذاريد گردن اين منافق را بزنم، اما با وجود اينكه عمر يك صحابى را به كفر نسبت داده بود، كافر نشد و بلكه در اجتهاد و استنباط خود، خطا كرده بود. 1
بر اين اساس، عناد و لجاج داشتن با خدا و رسول نشاندهنده كفر افراد است؛ در صورتى كه چنين كسى در بين مسلمانان پيدا نمىشود، بلكه ممكن است، دشنامدهنده ناآگاه يا طبق آنچه ابن حزم مىگويد، دچار لغزش شده باشد كه در هر دو صورت، عذر او پذيرفته است!
سزاى كسى كه دشنام مىگويد و لعنت مىكند
قاضى عياض در باب اول قسمت چهارم كتاب شفا، از قاضى اسماعيل نقل مىكند كه:
مردى در حضور ابوبكر او را دشنام داد. ابو برزه اسلمى گفت: اى خليفه رسول الله! بگذار گردن او را بزنم؟ خليفه گفت: بنشين؛ اين كار فقط در عهده رسول الله است. 2
همچنين در همان باب از كتاب شفا آمده است كه:
فرماندار عمربن عبدالعزيز در كوفه با وى درباره قتل مردى كه عمر را لعن كرده بود مشورت نمود. عمر بن عبدالعزيز براى او نوشت: كشتن مرد مسلمانى