61بازيچه دست دشمنان شدن و پذيرفتن ادعاهاى ساختگى و دامن زدن به اختلاف امت، نتيجه ديگرى نخواهد داشت!
در صفحه 10 طبقات شعرانى، چنين مطلبى آمده است:
از سيد و مولاى ما، شيخ الاسلام تقىالدين سبكى، در مورد حكم غلات و بدعتگذاران و اهل هوى و متكلمين و فلاسفه (كه در ذات مقدس خدا بحث مىكنند) سؤال شد، او در جواب گفت: بدان هركس از خداوند عزوجل بترسد، هرگز جرأت نمىكند، به تكفير كسى كه لاالهالاالله و محمد رسول الله مىگويد، زبان بگشايد. 1
سپس، مطالب مفصل سبكى را مىآورد و در پايان آن ادامه مىدهد:
هرگز كسى حكم به تكفير كسى نمىكند، مگر اينكه خود از اصول دين بيرون رود و منكر شهادتين باشد و بالاخره از دين اسلام خارج شود. 2
از ظاهر اختلاف به دو عبارت و دو جواب، مىرسيم كه اين موضوع، دو دفعه از شيخ الاسلام سؤال شده است، زيرا همانطور كه ملاحظه مىكنيد، ادامه جواب در كتاب يواقيت غير از چيزى است كه در كتاب طبقات آمده است، آن كلام با صراحت مىگويد: كافر كسى است كه منكر شهادتين و اهل بدعت باشد و كسانى كه در ذات مقدس خدا بحث مىكنند، اهل قبلهاند، پس نمىتوان آنها را كافر خواند.
شيخ بزرگ ابن عربى در كتاب فتوحات در باب وصايا مىگويد:
بپرهيزيد از عداوت و دشمنى با كسانى كه لاالهالاالله مىگويند، چه اينكه آنها داراى ولايت عامه هستند و آنها اولياى خداىاند، اگرچه سنگينى گناهان آنها