254ابن خلدون و امثال او مدعىاند كه ما اهل هدايت و سنت هستيم، اما اهلبيت، گمراه و بدعتگزار و رافضى هستند!
إذا وَصَفَ الطّائى بِالبُخلِ مادِرٌ
و عَيَّرقُساً بِالفَهامةِ باقِلٌ
وقالَ السُّهى لِلشَّمسِ أنتِ ضَئِيلَةُ
و قالَ الدُّجى لِلصُّبحِ لَونُك حائلٌ
وطاوَلتِ الأرضُ السَّماءِ سِفاهةً
و كاثرتِ الشَّهبُ الحِصى و الجَنادِلُ
فيا موتُ زُر إنَّ الحيَاةَ ذَميمَةٌ
و يا نَفْسُ جِِدّى إنَّ دَهْرَك هازِِلٌ 1
وقتى كارگرى، حاتم طايى را بخيل مىخواند و سبزىفروشى، عالمى را به نافهمى نسبت مىدهد؛ و ستاره سهيل، خورشيد را كوچك و ضعيف مىشمارد، و تاريكى به صبح مىگويد رنگ تو تار است.
و زمين از روى سفاهت، با آسمان مناقشه مىكند و فخر مىفروشد و سنگهاى شهاب زيادى خود را به رخ ريگهاى فراوان و تخته سنگهاى عظيم مىكشند، معلوم است چه خواهد شد!
در چنين شرايطى است كه بايد گفت كه اى مرگ بيا كه زندگى پست و تنفربار است و اى جان! خود را بده كه حيات تو مسخره و بيهوده است.
حال شما را به خدا سوگند، اگر مسلمانى اينگونه كلماتى را بشنود و سكوت كند جاى تأسف نيست؟ و اگر براى مصائبى كه بدينگونه به اسلام و اهل آن واقع مىشود بميرد، شما تعجب مىكنيد؟
گذشته از اين، ابن خلدون معتقد است كه اهلبيت(عليهمالسلام) اهل گمراهى و بدعت هستند؟
مگر آنها كسانى نيستند كه خداوند، به نص صريح قرآن، پليدى را از آنها دور