239او آتشافروزى و اختلاف بود و به همين جهت، «ياوهسرايان ناحق، خسران ديدند!» 1 و بديهى است كه «پس از اتمام حجت، خداوند هركس را گمراه كند، براى او راه هدايتى نيست!». 2 اما اين افراد نادان، چه منظورى از بهم بافتن اين اباطيل و اراجيف دارند و با چه هدفى، مسايل باطل و پوسيده را زنده مىكنند تا آتش فتنه و اختلاف را برافروزند و بتوانند بين مسلمانان جدايى بيندازند؟! از كسى كه از ننگ و عار و دامن زدن به اختلاف و خونريزى به ناحق پروايى ندارد و از اينكه نماز، ضايع گردد و شهوات پيروى شوند، بيمناك نباشد، جز اين انتظار نمىرود!
وَلَوْ أنّى بُليتُ بِهاشمى
خؤولَتُهَ بَنُو عَبدِالْمَدانِ
لَهانَ عَلَى ما أُلقِى وَ لكِنْ
تَعالَوْا وَ انْظُرُوا بِِمَنِ ابْتلانى 3
اگر من با خواهرزادههاى عبدالمدان هاشمى، درگير شده و گرفتار آنها بودم، آن مشكل براى من، كار آسانى بود، اما بياييد و ببينيد كه من گرفتار چه كسانى هستم!
صاحب تفسير المنار در ساختن و پرداختن اراجيف و بهتان به شيعه به اندازهاى پيش رفته كه هر انسان منصف و باوجدانى از شنيدن و ديدن آن منقلب مىشود.
قرآن كريم، درباره چنين افرادى مىفرمايد:
كسى كه مرتكب خطا و گناهى شود و آن را به فرد بىگناهى نسبت مىدهد، عهدهدار بهتانى بزرگ و گناه آشكارى شده است! 4
اين نويسنده در جلد دوم تفسير خويش، نسبت به ساحت شيعه، مرتكب گناهان