226
دسته اول
دسته اول، از عالمانى بودند كه براى جلب توجه و برقرارى يك ارتباط نزديك با سلاطين بنىاميه و بنىعباس و پيروى از سياست آنها به چنين اعمالى خود را آلوده مىكردند؛ زيرا شيعه، پس از ماجراى جنگ صفّين و واقعه طفّ براى سركوبى خلفاى ستمگر بنىاميه و بنىعبد شمس، بهترين فرصتها را به دست آوردند و در اين راه، تلاش و فعاليتهاى بسيارى هم انجام دادند. به همين دليل، حكام ستمگر و فاسق، اقدام به دستگيرى و حبس و تبعيد و آواره كردن آنها كردند و در بعضى از مواقع، هر كجا كه آنها را مىيافتند، به شهادت مىرساندند! در چنين اوضاعى، قاريان رياكار و علماى دجال صفت، از اين فرصت استفاده كردند و براى كسب وجهه نزد ستمگران، ورق پارههايى را نوشتند و در آن نسبتهاى ناروا و بىاساسى را به ساحت شيعه وارد آوردند، تا از اين طريق، اعمال تجاوزگرانه حكام جور را توجيه و آنها را تبرئه كنند.
عالمان براى سرپوش گذاشتن بر قتل و آدمكشىهاى حكام ستمگر، مذهب شيعه را تقبيح مىكردند و شيعيان هم، در حالىكه فرزندان آنها به قتل مىرسيدند، پيوسته در انتظار سقوط حكومت بنىاميه بودند، تا اينكه پس از سقوط آنها، بنىعباس روى كار آمدند. آنها هم روش بىرحمانه بنىاميه را در پيش گرفتند و نسبت به ائمه اهلبيت(عليهمالسلام) فضيحترين اعمال را روا داشتند تا جايى كه امام كاظم(ع) را زندانى كردند و امام رضا(ع) هم به دست مأمون مسموم و شهيد گرديد. آنها قبر امام حسين(ع) را نيز، محاصره و خاندان آل محمد(عليهمالسلام) را آواره كردند. در ظلم و ستم به شيعه نيز، كوتاهى نكردند و با نيزه و شمشير، پيكرهاى شيعيان را هدف قرار مىدادند و عالمان دربارى هم، با قدمهاى خود، به توجيه و ترميم آن جنايتها مىپرداختند. ظلم با شمشير چندان دوامى ندارد، اما در سينه تاريخ آثار ظلمِ قلم، به