220وارد شده، نمىتوان آن را فتواى فقهاى مجتهد دانست، بلكه اين كلام ديگران است.
سپس ادامه مىدهد: «به فتواى غير فقها، نمىتوان اعتماد نمود و فتواى فقها، همان چيزى است كه ما ذكر كرديم». 1
ابن حجر در خاتمه صواعق المحرقه مىگويد: «مذهب و فتواى ما درباره كسى كه سب مىكند، اين است كه او كافر نمىشود».
شيخ ابوطاهر قزوينى، در كتاب خود سراج العقول فتوا 2 به عدم كفر احدى از اهل اركان پنجگانه، از رافضيان و ديگران از جمهور علما و خلفا و صحابه تا زمان خود را نقل مىكند. 3
عارف شعرانى مىنويسد: «اى برادر! به يقين دانستى كه همه علماى متدين، از تكفير همه اهل قبله، خوددارى مىكنند!» 4
ابن حزم مىنويسد:
كسى كه شخصى از صحابه را دشنام و ناسزا گويد، اگر جاهل باشد، معذور است و اگر جواب او با دليل براى او روشن شد و باز هم به عداوت خود اصرار كرد، فاسق است، مانند كسى كه سرقت و زنا كرده باشد، اما اگر با خدا و رسول، عناد و كينه بورزد، آن وقت كافر خواهد شد». سپس ماجراى عمر كه در حضور رسول خدا(ص) نسبت به حاطب مهاجرى بدوى واقع شد را بيان مىكند كه عمر گفت: «بگذار گردن اين منافق را بزنم»، در اين عبارتها