199شما عزيزان، قضاوت كنيد كه چه زمان شيعه در برابر حكومت حق خود، تسليم نشده و چگونه عليه حكومت خود تجاوز نموده است؟ آيا زمانى بوده كه آنها در پرداخت ماليات، خراج و... تأخير كرده باشند؟ آيا آنها تا به حال از جهاد با دشمنان، طفره رفتهاند؟ يا در جلودارى سپاه، كوتاهى داشتهاند؟ آيا در ارتش، تعلل و عقبروى كردهاند و در خدمت خود به حكومت، خيانت نمودهاند؟
خدا را گواه مىگيريم كه چنين نبوده است و آن را هم جايز نمىدانستهاند، و كسى هم كه چنين نسبتهاى ناحق و ناروايى را مىدهد، مىداند 1 كه آنها از او متنفراند و نيز، در باطن مىداند كه شيعه، از آنچه به او نسبت مىدهند، فاصله زيادى دارد. او با عنوان كردن اين فتوا قصد داشته فرمانروايان را نسبت به شيعه بدبين كند، تا از منزلت آنها كم كند و از بهره و منفعتى كه ممكن است از سوى دولتها نصيبشان شود، محرومشان كند و ارتباط آنها نيز، با برادران اهل سنت خود، قطع گردد. در حالىكه آنها «نبايد گمان كنند، از آنچه ستمگران انجام مىدهند، خدا غافل است و چشمپوشى مىكند». 2
درباره كفر شيعه، مطالبى را ادعا مىكند كه هيچ خداشناسِ خداترسى جرأت عنوان آن را ندارد و كسى كه سند دينى و متون متواتر از سوى پيامبر(ص) نداشته باشد، هرگز چنين اقرارى نخواهد داشت كه نسبت به افراد نماز و حجگزار و زكاتپرداز و روزهگير و بالاخره اهل شهادت و مؤمن به قيامت، زبان به تهمت و