151شيطان آنها را به ديوانگى، پريشان حال ساخته و اين بدان جهت است كه آنان گفتند... 1
در اين واقعه، به استناد احاديثى كه منافقان و دشمنان خدا ساخته و پرداختهاند، برخى از افراد حق را به عمر دادهاند. اما بايد دانست: «خداوند بدان مطلب دستورى نفرستاده است» 2، و «آنان حق خدا را نشناختهاند!». 3
به هر حال، آنها خود را در بيابانهاى خطرناكى سرگردان كرده و در جاده ناآگاهى قدم گذاشتهاند و به تفسير فرمان خداوند راه نيافتهاند كه مىفرمايد:
براى پيامبرى صلاح نيست، اسيرانى گرفته، پيش از آنكه در زمين، كشتار فراوان كنند. شما متاع زندگى دنيا را در نظر گرفتهايد و خداوند اجر معنوى و اخروى را اراده فرموده و او قدرتمند و حكيم است و اگر نبود كه كتاب خدا بر شما پيشى گرفته بود، يقيناً درباره اسيرانى كه گرفتيد دچار عذاب بزرگى مىشديد. 4
اما تفسير اين آيه، براى آنها مشتبه شده و نشانه رشد و هدف بلند آن را ناديده گرفتهاند و مىگويند كه اين آيه، در مقام انتقاد از رسول خدا(ص) و اصحاب اوست كه متاع دنيا را بر اجر اخروى مقدم داشته و كسانى را اسير كرده و قبل از اينكه زمين را از خون ناپاك آنها رنگين سازند فديه گرفتهاند. اينان مىپندارند كه در آن روز كسى جز عمر از خطا مصون نمانده است و اگر عذاب نازل مىشد، كسى جز او، از عذاب نجات نمىيافت. و آنها در اين مورد روايتهاى فراوانى را به طبع و