149پيغمبر(ص) فرمود: من چنين گفتم، اما گفتم: همين امسال زيارت مىكنيم؟!
عمر گفت: نه.
آنگاه پيامبر فرمود: حتماً به زيارت و طواف خانه خدا خواهيم رفت.
سپس عمر نزد ابوبكر رفت و همان مطالب را تكرار كرد و ابوبكر هم پاسخ داد: اى مرد! او رسول خداست و هرگز معصيت خدا را نمىكند و خدا، پشتيبان او خواهد بود. تو نيز، ملازم و مطيع او باش. به خدا سوگند او بر حق است.
عمر باز اعتراض كرد: مگر پيغمبر(ص) نمىگفت كه به زودى خانه خدا را زيارت و طواف مىكنيم؟
ابوبكر پاسخ داد: آرى، اما قول امسال را داد؟!
عمر گفت: نه.
ابوبكر ادامه داد: او فرموده است، زيارت و طواف خواهى كرد و اين امسال انجام مىشود. 1
عمر مىگويد:
من براى صلح، كارهايى (اخلال) انجام دادم و آنگاه كه پيغمبر(ص) از نوشتن صلحنامه فارغ شد، به اصحاب خود فرمود: برخيزيد و شتر قربانى كنيد و سر خود را نيز بتراشيد! عمر گفت: به خدا سوگند! هيچ يك از افراد برنخاست، تا اينكه آن حضرت، فرمان خود را سه بار تكرار كرد... 2
حلبى مىنويسد:
عمر در ماجراى حديبيه به پيغمبر(ص) اعتراض كرد و ابو عبيده جراح به او