123قصه وفات عمر كه در سال 23 هجرى رخ داد، اين مطلب را آورده است، 1 ديگران هم، مطلب را روايت كردهاند.
اما از جمله اسنادى كه تأويل و اجتهاد اهل سنت را در اين موضوع ثابت مىكند، روايت احمدبن حنبل است كه در حديث زيد بن ارقم در مسند از عبدالاعلى آمده است. او مىگويد:
پشت سر زيد بن ارقم بر جنازهاى نماز خواندم و او پنج تكبير گفت كه عبدالرحمن ابى ليلى حركت كرد و دست او را گرفت و گفت: مگر فراموش كردى كه پنج تكبير گفتى؟ زيد گفت: نه، من عقب سر دوستم، ابوالقاسم(ص) نماز خواندم و آن حضرت پنج تكبير گفت و اين روش را من هرگز ترك نمىكنم. 2
براى ميت مىتوان گريه كرد؟!
تأويل و استنباط ديگرى كه واقع شده، اين است كه «خليفه دوم»، گريه بر ميت را حرام نموده است!
سعيد بن مسيب مىگويد:
وقتى ابوبكر وفات نمود، عايشه براى وى، مجلس عزا و نوحه به پا كرد، اما عمر آمد و از مجلس گريه و عزادارى جلوگيرى كرد و عايشه و ديگران، زير بار نرفتند و با ديگران به گريه ادامه دادند. عمر به هشام بن وليد گفت: داخل خانه شو و دختر ابىقحافه را نزد من بياور، هشام خواست وارد شود كه عايشه نگذاشت.