110شده و تا رسول خدا حيات داشت آيه ديگرى آن را نسخ و ممنوع نكرد». 1
10. مأمونالرشيد در عصر خلافت خود، حلال بودن متعه را اعلام كرد، زمانى «محمدبن منصور» و «ابو العيناء» بر او وارد شدند و او را در حالىكه خشمناك بود و مسواك مىزد يافتند كه زمزمه مىكرد: «دو متعه در زمان رسول خدا و ابوبكر حلال بود و من آنها را نهى كردم!».
در آن حال، محمدبن منصور تصميم گرفت با وى صحبت كند، اما ابو العيناء گفت: «كسى كه درباره عمر اينگونه اظهارنظر مىكند، ما به او چه بگوييم». پس صرفنظر كردند!
طولى نكشيد كه يحيى بن اكثم وارد مجلس شد و مأمون را بيم داد كه اين دستور، موجب اختلاف و فتنه خواهد شد و از نظر مردم، خلاف بزرگى انجام دادهاى كه نه قشر خاصى از آن راضى خواهند بود و نه عامه مردم مىتوانند آن را تحمل كنند، زيرا از نظر آنها بين حلال شدن متعه و عمل منافى عفت فرقى نيست!
بنابراين، مأمون از ترس به وجود آمدن اخلال در نظام حكومت و احساس خطرى كه براى موقعيت خود داشت از آن تصميم صرفنظر كرد! 2
11. عسكرى مىگويد:
عمر اولين كسى است كه اميرالمؤمنين ناميده شد و اولين كسى است كه تاريخ هجرى را نوشت و اولين كسى است كه بيتالمال را دريافت كرد و اولين كسى است كه نماز «تراويح» را در ماه رمضان قرار داد و اولين كسى است كه شب به