104اين، روايتهايى كه از طريق امامان معصوم(عليهمالسلام) نقل شدهاند، در مقام تجزيه و تحليل، با آن احاديث، منافات و مغايرت آشكار داشت. 1
و نيز، آنچه از نص صريحى كه جابر بن عبدالله، دال بر نهى و تحريم آورده بود، اضافه بر اينكه، به خاطر واقعه «عمرو بن حريث» 2 بوده، در اين باره، در بحثهاى بعدى نظريههاى: عمران بن حصين، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس و امير مؤمنان(ع) آورده مىشود و خواهيد ديد كه تحريم عمر شرعى نيست و امكان ندارد براى آن، حكم ناسخى وجود داشته باشد كه آنها از آن بىخبر بوده باشند و اين در حالى است كه آنها در كنار رسول خدا(ص) مقام و منزلت والايى داشتند و همواره همراه آن حضرت بودند و پيوسته مىكوشيدند كه معارف خود را، از وى دريافت كنند!
بنابراين، اگر در مورد حكم سابق، ناسخى وجود داشت، بىترديد، افراد مطلع، آن را اطلاع مىدادند، در حالىكه اينگونه نيست و همه صحابه، معترفاند كه ناسخى از جانب خدا و رسول(ص) نيامده است.
علاوه بر اين، خود عمر نيز، صراحتاً مأخذ تحريم و نهى خويش را خدا و رسول(ص) ندانسته است.
آيه قرآن چه مىگويد؟!
«آنان كه عورت خود را حفظ مىكنند، مگر نسبت به همسران خود، يا كنيزانى را كه به ملكيت درآوردهاند». 3 عدهاى اين آيه را به عنوان ناسخ مطرح كرده و پنداشتهاند