196 داشت مورد اعتراض بعضى مشايخ قرار گرفت. به او مىگفتند: شما با اين سن زياد كه فرزند حضرت صادق(ع) و عموى پدر اين جوان هستيد، باز هم او را مقدم مىداريد و دست او را مىبوسيد و كفشهايش را در جلو پايش مىگذاريد؟ فرمود:
اسكتوا إذا كان الله عز و جل (و قبض على لحيته) لم يؤهّل هذه الشيبة و أهّل هذا الفتى و وضعه حيث وضعه أنكر فضله نعوذ بالله ممّا تقولون بل أنا له عبد. 1
[دست به محاسن خود گرفت و فرمود:] ساكت باشيد! اگر خداى عزوجل اين ريش سفيد را سزاوار [امامت] ندانسته و اين كودك را سزاوار دانسته و به او چنان مقامى داده، من فضل او را انكار كنم؟! پناه به خدا از سخن شما! من بنده او هستم.
6. تخريب مشربه ام ابراهيم(ع): با فاصله كمى پشت مسجد قبا در ميان نخلستان، ساختمان محقر استوانهاى شكل با چند غرفه كوچك وجود داشت كه محل زندگى ماريه قبطيه، مادر ابراهيم(ع) و محل رفت و آمد و اقامت رسول الله(ص) بود. اين حجره و مسكن از سى سال پيش برقرار بود و حقير چند بار آن غرفه را زيارت كرده بودم. اطراف اين مسكن را براى دفن اموات قرار داده بودند و فعلاً هم آن محل، محصور و محل دفن اموات است. اما از مشربه و مسكن رسولخدا(ص) چيزى باقى نگذاشتند. بنا و حجرات به صورت يك تپه خاك در وسط قبرستان ديده مىشود. در سفرى كه با جمعى از اهل گلپايگان مشرف شده بودم،