193 چند تكه فرش حصيرى و بافتههاى محلى در آن افتاده بود. قسمتى هم به صورت خاكى بود و فرشى نداشت. نماز احرام به جا آورديم و احرام عمره تمتع بستيم. اين منطقه به آبيار علي(ع) معروف است و هنوز هم كه پنجاه سال بر حج ما مىگذرد، تابلوى آبيار علي(ع) در اين منطقه به چشم مىخورد؛ اخيراً قسمتى از چاهها را لولهكشى كرده و با دستگاه از آن چاهها آب ميكشند؛ كنار چاه نيز براى استفاده زائران آب سردكن گذاشتهاند. مسجد كوچكى هم نزديك آبيار ساختهاند كه حقير و چند نفر در آن نماز خوانديم؛ از جمله آقاى حاج سيد مهدى قريشى دام عزه ، نماينده ولى فقيه در مدينه منوره.
3. ميقات جعرانه
براى انجام عمره مفرده از ميقات جعرانه محرم شدم. دوستان همسفرم سنّى بودند و ماشين هم سوارى بود. بعد از احرام، حقير در صندوق عقب ماشين نشستم و براى پرهيز از تظليل در صندوق را برداشتند. در حقيقت نصف بدن من بيرون بود؛ هر چند بعداً از مرحوم آيت الله العظمى خوئى استفتا كردم كه اين مقدار براى جلوگيرى از استظلال كافى است يا نه؟ جواب دادند كه كافى نيست و بايد تمام بدن از حال تظليل خارج باشد. اين مسئله براى مراحل بعدى رعايت شد.
4. ميقات حديبيّه
اخيراً به منظور زيارت اين ميقات، در محل حديبيه پياده شديم. به مسجد رفتم و نماز تحيت مسجد خواندم. منطقه نسبتاً آبادى بود. چون