189 دريچه كوچكى هم براى ورود دارد كه با زحمت وارد شدم. اخيراً منفذ ديگرى براى آن احداث كردهاند كه محل خروج است.
درون غار ظرفيت نشستن چند نفر را دارد و مىشود خوابيد؛ همچنين سنگلاخ و ناصاف است و از نظر ارتفاع فضاى مناسبى براى ايستادن ندارد. نشسته در غار نماز خوانديم و مؤمنان را دعا كرديم.
در غار به برادر عزيز خود، جناب آقاى كرمانى عرض كردم: «
لا تحزن ان الله معنا ». ايشان تبسم كردند و مزاح حقير را به بزرگوارى هموار كردند و فرمودند: باشد از خداى متعال مىخواهم كه ارادت ما را به رسولخدا(ص) بپذيرد. لحظاتى بيرون غار مشغول تماشا و در فكر مشكلاتى بوديم كه رسولخدا(ص) براى هدايت بشر داشته است.
يك بار ديگر هم با مرحوم حاج آقا مهدى گلپايگانى توفيق زيارت داشتم. البته عدهاى ديگر هم بودند. بعضى در دامنه كوه ايستادند و نتوانستند تمام مسافت را طى كنند. گرچه اين كوه فاصله زيادى تا مكه داشت، ولى اخيراً در اثر توسعه شهر، خط كمربندى از پايين آن مىگذرد و وسايل نقليه تا پاى آن تردد مىكند. كسى كه بر قله اين كوه بايستد، به شهر مكه اشراف خواهد داشت. از خداى متعال ميخواهم كه باز هم ما را به زيارت جايگاه رسولخدا(ص) و بوسيدن جاى پاى آن حضرت موفق بدارد.
خاطرهاى از مرحوم آيت الله حاج شيخ على محمد بروجردي(ره)
در يكى از سفرها از راه عراق و اعتاب مقدسه مشرف شدم و چند روزى در كاظمين(عليهماالسلام) توقف داشتم. روزى در حسينيه خدمت مرحوم آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ عليمحمد بروجردى رسيدم. وقتى