167 مشغول تخريب و توسعه حرم بودند و بنا بود كه مقبرۀ حضرت عبدالله(ع) هم در تخريب قرار گيرد، حقير و مرحوم سيد على بطحايى و آقاى حاج محمود انصارى، نزد امير بلديه رفتيم و تقاضاى حفظ آثار نبوى و مقبرۀ حضرت عبدالله را كرديم. امير به علماى بلد حواله كرد و گفت: «
راجع في هذه المسئلة إلى العلماء ». اما وقتى كه به علما هم مراجعه مىكرديم، مىگفتند: «
هذا أمر الأمير للتوسعة و ليس بأيدينا ».
به هر حال آن قبه و بارگاه و مرقد را خراب كردند و فعلاً در فضاى باز جانب غربى مسجدالنبى واقع شده است.
رؤيا
حج سال 1420ه .ق شب 17 ذيحجة الحرام در مكه معظمه خواب ديدم كه اعضاى بعثه يكى از مراجع معظم، در نقطه مركزى منا نزديك به مسجد خيف، پرچمى برافراشتهاند و اعلام مىكنند كه بايد نَفْر از اين نقطه واقع شود. پرچمدار سيدى حدوداً شصت ساله و مريض احوال بود. من با بعضى از اهل بعثه گفتوگو كردم و گفتم چرا پرچم را به دست اين آقا كه مريض است دادند؟! بايد پرچم را به يكى از آقايان كه جوانتر و نيرومندتر است، بدهند و ضمناً نَفْر بايد از منا واقع شود. اگر انسان نزديك جمرات باشد كه آخرين نقطه منا است، مىتواند به جانب مكه معظمه پس از زوال نفر كند و اشكال ندارد.
ولى براى اين خواب وجهى به نظر من رسيد و آن اينكه حجاج محترم مسجد خيف را ترك نكنند؛ چرا كه انبيا(عليهمالسلام) در آن اقامه نماز كردهاند و محل خيمه رسولخدا(ص) بوده است. نماز خواندن در آن هم