157 واگذار مىشود. مقدمات كار انجام شد كه ناگهان صفحه خواب عوض شد.
ديدم در قم هستم و آقا جعفر و چند نفر ديگر عازم مكهاند و مىخواهند مستقيم به مكه بروند. در احرام از ميقات بحث و گفتوگو زياد شد؛ زيرا حاج آقا جعفر مىخواست مستقيم به مكه برود و ديگر ميقات نرود. گفتم مشكلى نيست خود آقاى تبريزى، احرام قبل از ميقات را با نذر جايز مىدانند. همينجا نذر كنيد و محرم شويد. اتفاقاً در اين وقت در ميدان 72 تن قم بوديم. شايان ذكر است كه جناب حاج آقا جعفر در آن سال به خاطر بيمارى آيتالله تبريزى حج به جا نياوردند و بعد از انجام عمره مفرده، به ايران برگشتند تا در خدمت والد به لندن بروند و مراقب حال آقا باشند.
به نظر حقير تعبير خواب اين است كه هر چند حاج آقا جعفر به دليل خدمت به پدر حج نرفتند، ولى ثواب حج تمتع به فضل الهى براى ايشان و ساير خدمتگزاران داده مىشود.
خاطرۀ منا و دعاى كميل و جوشن كبير
شب جمعه، 12 ذىحجه، شب نفر 1 بود. در حج سال 1425ه .ق مقدارى كه از شب گذشت: از خيمه و محل بعثه بيرون آمدم و در يكى از شوارع منا در گوشهاى بين چادرهاى پراكنده مختصر جايى پيدا كردم و نشستم. محل به حسب ظاهر مخفى بود. مشغول دعاى كميل شدم.