147 نيمهعريان مشغول عبادت و نيايش بودند كه حالتى هيجانزده و مضطربانه داشتند. پرسيدم چرا اينها در تاب و تباند؟ گفتند مشغول عبادت مىباشند.
مقبره حضرت ابراهيم(ع) و سالن آن مقبره با قطعاتى از سنگهاى بزرگ و قيمتى ساخته شده بود. خداوند زيارت آن بزرگواران را روزى فرمايد و شر اسراييل و يهوديان عنود را از سر مسلمين برطرف نمايد.
تشرف به مدينه طيبه
دقيقاً يادم نيست كه پس از پايان حج و زيارت سوريه و بيتالمقدس، چه روزى وارد مدينه شديم. آنچه به ياد دارم آن است كه در محل بابالعوالى و نخاوله فرود آمديم و ما را ميان نخلستانهاى خصوصى كه اسم حديقه و باغ بر آن نهاده بودند، مسكن دادند.
در اين محوطه پردههايى روى شاخههاى درخت انداخته و سايبانى ايجاد كرده بودند و مىگفتند حديقة الصفا، حديقة المرجانة، حديقة البضاعة.
هوا بسيار گرم بود و علاوه بر گرمى هوا، بخار ناشى از آبپاشى حرارت را دوچندان مىكرد. از محل سكنا و استراحتگاه بگذريم؛ آنچه به ما جان مىداد و نيرو مىبخشيد، فضاى ملكوتى مسجدالنبى و حجره منوره و مراقد مطهّره ائمه بقيع(عليهمالسلام) بود.
مسجد مبارك و نورانى پيامبر غير از قسمت مسقف، حياطى مربع، باز و چسبيده به بخش مسقف داشت. قسمتى خاكى و قسمتى پوشيده از