140
مكه معظمه و منزل طاهر مغازل
روزهاى اول ذيحجه بود كه وارد مكه شديم. مدير كاروان منزلى در منطقه سليمانيه مكه و شارع الفلق براى حجاج خود تهيه كرد. آن منزل، ساختمانى كهنه و دو طبقه بود. در قسمت جلوى ساختمان حياطى داشت كه فضاى خاكى و بزرگ آن بهاربند شتران و گوسفندان نيز بود. ساختمان اتاق متعدد داشت. ولى وسايل سرمايشى و تهويه نداشت. نه در اتاقها امكان ماندن بود و نه در حياط. اما از روى ناچارى شبها از فضاى حياط براى خوابيدن استفاده مىشد؛ به گونهاى كه تقريباً دو ساعت قبل از غروب هركس با پتو، زيلو يا چادرى براى خود جاى مىگرفت و در گوشه اى از حياط پهن مىكرد. شدت گرما و حرارت زمين رمق مرا گرفته بود؛ فرشى كه انداخته بودم داغ شده بود. اگر آب هم به زمين ميريختيم، بخار آن فضا را به صورت حمام درميآورد.
سحرگاهان كه قدرى هوا خنك مىشد، چشمها به خواب مىرفت. ولى كرمهاى خاكى از زير فرش و پشههاى موذى از رو، مانع خواب ميشدند؛ هرچه بود تمام شد!
انجام عمره تمتع
بنده سفر اوّلم بود و خيلى هم به مسائل وارد نبودم. روحانى هم نداشتيم. حملهدار هم درست يا نادرست به طور اجمال راهنمايى مىكرد.
طواف و نماز و سعى و تقصير انجام شد؛ فضاى مسجدالحرام و طواف خلوت بود و شايد بيشتر از صد نفر در اطراف كعبه نبود. بوسيدن