138
تهيه ماشين بارى براى رفتن به جحفه
يك ماشين بارى (كمپرسى) كه در ايران با آن سنگ، آجر، گوسفند و... حمل مىكنند، براى زائران آوردند و حجاج را داخل آن جاى دادند. اثاث را در وسط ريختند و زن و مرد در اين كمپرسى سرپا ايستادند. ماشين به طرف جحفه راه افتاد. فاصله بين جده تا جحفه تقريباً 35 فرسخ است. در بين راه به محلّى به نام «رابغ» رسيديم. در اين محل قهوهخانه و رستورانى بود كه در مقايسه با ساير مراكز تفريحى، امكانات بيشترى داشت. بيرون قهوهخانه چند كرسى با ليف خرما و حصير بافته بودند و اگر كسى مى خواست روى آن بنشيند يا بخوابد بايد يك ريال سعودى مى داد.
امتياز ديگر اين محل اين بود كه روبروى ميقات جحفه و در حدفاصل بيست كيلومترى آن قرار داشت. ولى راه آسفالت و شوسه نداشت و سرتاسر رمل بود و حركت به كندى صورت مىگرفت. حملهدار براى شناسايى محل جحفه از مردم رابغ راهبلد گرفت. ولى خود راهنما هم راه را گم كرد و مدّتى در بيابان از اين طرف به آن طرف سرگردان شديم تا پس از مدتى درختى به نظر آمد كه به طرف آن درخت حركت كرديم. در آنجا چند پسر بچه كنار چاه آبى نشسته و سرگرم بازى بودند و چند تا بز و بزغاله و گوسفند آورده بودند براى آب دادن. بچهها گفتند اينجا جحفه است. كاروان پياده شد. ولى هيچ امكاناتى نداشتيم.
وقتى با دلو از چاه آب مىكشيديم پر از فضولات شتر و ساير