134 خدمت آقاى گلپايگاني(قدسسره) آوردم و عرض كردم مرا به اين حملهدار معرفى بفرماييد. آقا تبسمى كردند و فرمودند : «او مىخواهد به جانب خدا و خانه خدا برود، من به او چه بگويم؟! كسى كه عازم سفر الى الله است لابد وظيفه خود را مىداند.» به هر حال آقا، حملهدار را نصيحت كردند و سفارش حقير را نمودند.
تاريخ حركت و مدت سفر
روز دوازدهم ذىقعده آن سال (سال 1335ه.ش) از قم حركت كرديم و روز 24 محرم برگشتيم. سفر تقريباً دو ماه و نيم طول كشيد. اين سفر از شهر مقدس قم شروع شد و از مسير اراك، ملاير، كرمانشاه، سر پل ذهاب، خانقين و كاظمين(عليهماالسلام) عبور كرديم.
چند روزى در حرمين جوادين(عليهماالسلام) و عسكريين(عليهماالسلام) و حضرت سيد محمد بوديم و هفتهاى هم در كربلا و نجف و كوفه موفق به زيارت شديم.
ناگفته نماند روز حركت از قم، از نظر گذرنامه براى من مشكلى پيش آمد كه ناچار شدم چند ساعتى از دوستان عقب بمانم! از حملهدار خواستم كه حركت را چند ساعتى به تأخير بيندازد. ولى رفقا نپذيرفتند و گفتند: «ما اين چند ساعت را در كرمانشاه در فلان مكان منتظر شما هستيم و اگر نرسيديد، مىرويم». من از اين برخورد بسيار دلشكسته شدم. بحمدالله مشكل من حل شد و فرداى آن روز به كرمانشاه رفتم. با وجود اينكه اميد پيوستن به كاروان را نداشتم، ولى بر خلاف انتظارم ديدم كه حملهدار و دوستان با مشكلى روبرو شده و بيش از يك روز در كرمانشاه توقف كرده بودند. يكى از اين همسفران