295استطاعت، از نظر عرف، شرع و لغت به معناى «راحتى امر و ارتفاع مشقت بوده» و صرف قدرت باعث تحقق آن نمىگردد. هنگامى كه شخصى گويد: «لا أستطيع شرب هذا الدواء» نمىتوانم اين دارو را بنوشم؛ گوياى آن است كه نوشيدن اين دارو براى من بسيار سخت است. بنابراين كسى كه سفر به مكه برايش مشقت فراوان دارد، يا نفقۀ عيال را در مدت ايام حج ندارد، اين فرد مستطيع نيست. 1 در بيان معناى استطاعت اختلاف نظر وجود دارد، برخى مراد از آن را زاد و راحله دانستهاند 2 و بعضى ديگر معتقدند: فرد اگر به هر طريق خود را به مكه برساند، مستطيع مىگردد؛ اما آنچه از اهل بيت(ع)نقل شده اين است: مستطيع به فردى اطلاق مىگردد كه داراى زاد و راحله و نفقه خانواده بوده و مبلغى نيز براى هنگام بازگشت داشته باشد تا امور او را كفايت كند. 3 بنابراين مراد از استطاعت همان زاد و راحله است، يعنى فرد از لحاظ مالى قدرت داشته باشد، مخارج رفت و برگشت حج را پرداخت نمايد و اطلاق لفظ «استطاع» در آيه ( مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ...) 4 شامل زاد و راحله، قدرت جسمانى و تمكن انفاق بر خود و عائلهاش بعد بازگشت از مكه نيز مىشود. 5
در ميان اهل سنت نيز در بيان معناى استطاعت اختلاف است. برخى رسيدن به بيت الله، بدون مشقت و همراه با امنيت بر نفس و مال و قدرت بر انجام فرائض و ترك محرمات را استطاعت مىدانند. 6 مالكىها معتقدند: استطاعت فقط با وجود قوه جسمانى محقق مىشود و كسى كه فاقد قدرت جسمانى است، اما زاد و راحله دارد، مستطيع نيست. 7 در مقابل شافعىها معتقدند: استطاعت تنها زاد و راحله را در بر مىگيرد، اما قوه جسمانى شرط نيست. 8 از ظاهر كلام مالك برمىآيد راحله شرط استطاعت نيست و در توجيه مراد از «زاد و راحله» مىگويد: مراد امكان رسيدن به مكه، بدون مشقت و ترس بر مال و جان است. مردى زاد و راحله دارد، اما توان رفتن ندارد. در مقابل فردى قدرت پياده رفتن دارد، بنابراين از اولى حج ساقط و بر دومى واجب مىشود. 9 بنابراين از نظر مالك راحله در وجوب حج معتبر نيست اما راجع به «زاد»، قدرت و حصول آن را شرط نمىداند بلكه اگر فرد صنعتى دارد كه با آن