246مصرف تجديدنظر كنند و تا آنجا كه ممكن است از فرآوردههاى خودى مصرف كنند و از تجمل و تنوعگرايى در مصرف، به ساده زيستى و معيشت عادلانه برگردند. همچنين در بالا بردن سطح علم، هنر، حرفه و توليد بكوشند تا استقلال اقتصادى به دست آورند. بازار حج مىتواند در اين بيدارى و تحول، نقش آفرين باشد.
همانا هدف اصلى در هر عبادتى، از جمله حج و عمره توجه به خدا و طلب قرب او و تحصيل آخرت است. هرگز نبايستى اين مقصد اساسى را با اغراض دنيوى و اهداف مادى كمرنگ كرد. بنابراين، هرگاه از آثار مادى، كسب، تجارت، اقتصاد و معيشت سخن به ميان مىآيد، جنبه آلى دارد نه استقلالى؛ زيرا در اسلام، ماديات مقدمه معنويات و دنيا مقدمه آخرت است. ازاينرو در روايات آمده است:
الحَجُّ و العُمرَهُ مِن أسوَاقِ الا خِرِة اللَّازِم لَهُمَا مِن اضيافِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ إن أبقَاهُ أبقَاهُ و لا ذَنبَ لَهُ و إن أمَاتَهّ أدخَلَهُ الجَنَّةَ.
حج و عمره دو بازار از بازارهاى آخرند. آن كس كه به اين دو تمسك جويد در زمره ميهمانان خدا است. اگر او را زنده بدارد گناهى براى وى باقى نگذارد و اگر بميراند او را در بهشت برين جاى دهد.
به همين دليل، از كسانى نكوهش شده است كه حج را وسيله تفرج، تجارت و تكدى قرار دادهاند. پيامبر خدا(ص)، در روايتى كه از آينده روزگار خبر مىدهد، درباره كسانى كه حج را وسيله مقاصد مادى قراردادهاند، با لحن انتقادى فرموده است:
ياتي على الناس زمان يكون فيه حج الملوك نزهه وحج الاغياء تجارة وحج المساكين مسألة.
براى مردم زمانى فرا مىرسد كه حج زمامداران، براى تفريح تفرج، حج توانگران براى تجارت و زراندوزى و حج مستمندان، براى سؤال و تكدىگرى است.
در بدو امر، چنين به نظر مىرسد كه ميان رواياتى كه از كسب و تجارت در حج نكوهش كرده و رواياتى كه تجارت را مجاز مىدانند و بدان توصيه مىكنند، تناقض وجود دارد. محدث بزرگ، مرحوم شيخ حر عاملى، در مقام جمع اين روايات مىگويد:
روايت پيامبر(ص)كه «حج اغنيا را تجارت مىداند» بربطلان حج دلالت ندارد و در مقام نكوهش نيست؛ بلكه صرفاً جنبه اخبارى دارد. يا در مقام نكوهش كسانى كه به قصد تفرج و تجارت به حج مىروند و يا بيانگر كراهت ِ آميختن سفر حج به تجارت و امثال آن مىباشد. هر چند در چنين وضعيتى بهجا آوردن حج صحيح است و تكليف ساقط مىشود.
در هر حال، مسلم است كه هر عبادتى، اگر با انگيزه مادى و بدون قصد تقرب انجام شود، مسقط تلكيف نخواهد بود. حج نيز چنين است: حج انقطاع از خلق و پيوستن به حق است. ابراهيم وار، از همه